X
تبلیغات
دختران کویر - سخنی با دختران

دختران کویر

مردان آفریننده كارهای بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان

دختر.....

دختر موجودیست

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

که شیطونیاشو نمیشه با دنیا عوض کرد  

[ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 ] [ ] [ مدیر ]

[ ]

پاک ور او در زدن دگه

ببینم حالا تا اینو تمومش کنم  بقیه میان پست بذارن یانه..........!!!!


http://upcity.ir/images2/45268000468906718390.jpg

[ یکشنبه سوم شهریور 1392 ] [ ] [ مدیر ]

[ ]

قدرت نهانی زنان


[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ مریم ]

[ ]

داستان

زمانی که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم
پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود.
آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم
آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است!
در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید
که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم  دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره
و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد.
یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم،شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذرخواهی می کرد
و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم.
همان شب، کمی بعد که رفتم بابام را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟
او مرا در آغوش کشید وگفت:مامان تو امروز روز سختی را در
سرکار گذرانده و خیلی خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد!
زندگی مملو از چیزهای ناقص... و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند .
خود من در بعضی موارد، بهترین نیستم، مثلاً مانند خیلی از مردم، روزهای تولد و سالگردها را فراموش میکنم.
اما در طول این سالها فهمیده ام که یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار:
درک و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد،
و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نخواهد شد.
این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد. در واقع، تفاهم، اساس هر روابطی است،هر رابطه ای با همسر یا والدین، فرزند یا برادر،خواهر یا دوستی!
کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید  آن را پیش خودتان نگهدارید.
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آری، حتی از نوع سوخته که حتماً خیلی خوب خواهد بود


برچسب‌ها: داستان, تفاهم, از خودگذشتگی

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ سوگل ]

[ ]

و خدا دید

دختری را دید
آهنگی را گوش میکرد که میگفت . . .
دنیا اگه تنهام گذاشت تو من و انتخاب کن . . .
نزیک تر بهش شد
آهسته آهسته قدم بر میداشت
زیر لب پوس خندی میزد و چشمانش پر از اشک میشد
دوباره محو آهنگش شد
باور نمیکنم ولی انگار غرور من شکست
اگه میخوای بری اصرار من بیفایدست
رفتم نزیکتر
صورتش پر از اشک بود
پر از یاس و نا امیدی
در گوشش گفتم
آن بنده من لایق تو نبوده است
که چشمانت را پر از اشک کرده است
و حال او در آغوش دیگری خفته است
بدان بدان که هر بار کسی را در آغوش میگیرد
چشمان درشت و پر اشکت جلوی چشمانش است
او دیگر شرم دارد
شرم دارد بگوید مانند گذشته
آرام باش !!
تنها هستی اما بدان
او از تو تنها تر است ای بنده من !
 


برچسب‌ها: دختر, جدایی

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ سوگل ]

[ ]

اندکی درد دل

  

کاش دل آدما بدون تجربه می فهمید دلبستن به کلاغی که دل داره

 


بهتر از دل باختن به طاووسیه که فقط ظاهری زیبا داره…

[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ ] [ مدیر ]

[ ]

دخترم...

دخترم

دخترم با تو سخن میگویم

زندگی در نظرم گلزاریست

وتو با قامت چون نیلوفر

شاخه ی پر گل این گلزاری

دیده بگشای ودر اندیشه گل چینان باش

همه گلچین گل امروزند

همه هستی سوزند

کس به فردای گل باغ نمی اندیشد

آنکه گرد همه گلها به هوس میچرخد

بلبل عاشق نیست

بلکه گلچین سیه کرداریست !!

دست او دشمن باغ است ونگاهش نا پاک

تو گل شادابی

به ره باد مرو

غافل از باغ مشو

ای گل صد پرمن

با تو در پرده سخن میگویم

گل چو پژمرده نخندد درشاخ

کس نگیرد ز گل پژمرده سراغ

دخترم گوهر من دل به لبخندحرامی مسپار

تو که تک گوهر دنیای منی

دل به لبخند حرامی مسپار

دزد را دوست مخوان

چشم امید بر ابلیس مدار

دیو خویان به ظاهر گوهر!

همه گوهر شکنند

دیو کی ارزش گوهر داند

دخترم ای همه هستی من

تو گلی دسته گل صد رنگی !

پیش گل چین منشین

تو یکی گوهر تا بنده بی مانندی

خویش را خوار مبین

آری ای دخترکم

ای سرا پا الماس از حرامی بهراس

قیمت خود مشکن

قدر خود را بشناس

دخترم من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم

گل عفت گل صد رنگ امید

گل فردای بزرگ

گل فردای سپید

دیده بگشای در اندیشه گل چینان باش

همه گل چین گل امروزند

همه هستی سوزند

[ دوشنبه هفدهم مهر 1391 ] [ ] [ مدیر ]

[ ]

سخنی با دختران...

دخترم! آن چنان از هیبت برخوردار باش تا بلهوسان به طمع نیفتند.

دخترم ! چشمهای مردان را کامیاب مکن که نگاه آنها آتش افروز است و اشک های تو توان خاموش کردن آنرا ندارد.

دخترم ! گناهان را هر چند کوچک به نظر آید سبک مشمار که هر گناهی به گناهان بزرگ تر منتهی می شود.

دخترم ! مبادا دچار فریب دشمنان دوست نما شوی مواظب باش که بسیاری از دختران هم جنس تو که هرگز طعم خوش تربیت را نچشیده اند تو را به مفاسد اخلاقی آلوده نسازند.

دخترم ! با قرآن باش که قرآن حافظ تو خواهد بود.

دخترم ! هنگامی که تنهایی مواظب افکار خود و هنگامی که در خانه ای مراقب رفتارت و هنگامی که درمیان مردمی مواظب زبانت باش.

دخترم ! انسان موجودی دو بعدی است:آمیزه ای از جسم و روح. چنانکه به نیازهای جسمانی توجه می شود باید به نیازهای روحی و معنوی نیز توجه شود.

برگرفته از کتاب "رفتار والدین با دختران جوان"

[ دوشنبه هفدهم مهر 1391 ] [ ] [ مدیر ]

[ ]